:)
من خوبم!
خوب یعنی همین که
برای مردن عجله ندارم
می میتونم سر فرصت
یه دل سیر
لم داده روی صندلی تاکسی
ابرای آسمونو تماشا کنم
و زیر لب ماهور بخونم.
... و بعد از مدتها با خودم بگم
- «من خوبم» !
29/11/1386
م.ف.م
نوشتن سرمقاله ی این شماره ی پرتقال کال به من محول شده بود. آش زیر حاصل اون آشپزیه:
منطقه فکر ممنوع
(م.ف.م)
شاید اون دسته از
دوستانی که بیشتر با جماعت اناث سروکار داشته اند، این خصلت ظریف رو در اونها واضح
تر دیده، و از اون رنج بیشتری کشیده باشند: برای همه اونها، یه منطقه ای وجود داره
به نام منطقه فکر ممنوع! یعنی جایی که جواب سئوال ها به «نمی دونم» یا «چمیدونم»
تبدیل میشه. یا جایی که اصلا سئوال، شنیده هم نمی شه؛ جواب مشخص از قبل وجود داره
و تو نمی تونی خللی در اون وارد کنی. پس هر چی سعی داشته باشی منطق و گفتمان و
اندیشه رو به کار بگیری، بی فایده است.
اونایی که تجربه
کردن، میدونن قرار گرفتن در مقابل همچین وضعی چقدر حرص آوره. و اونایی که بیشتر
تجربه کردن، میدونن فقط یه چیز میتونه روزنه ای به این دژ «فکر ممنوع» باز کنه و
اونم تجربه است. یعنی فقط زمانی در اون «من خودم میدونم» تغییری
حاصل میشه، که واقعا خلافش در طی زمان به سرشون اومده باشه! تازه اون موقع، یا
آنچنان مغموم هستن که زبونت به شماتت نمیگرده، یا چنان بر میگردن و خلاف عقاید
قبلیشون رو دو آتیشه فریاد میکشن که کم میاری (باز هم عملا در م.ف.م قرار
میگیرن).
من به شدت عقیده
دارم که جامعه خصلتهای ِ غالب ِ زنانه داره. جای بحثش مفصله ولی برای تقریب
ذهنتون مثال میزنم که ما اجتماعا ً خاله زنک هستیم. جامعه مون فضوله، زود باوره، و
حسابی احساساتی (خودتون مثال های متعددشون رو مرور کنید). اما الآن میخوام توجهتون
رو به وجود پررنگ م.ف.م در جامعه مون جلب کنم. چیزی که خواه ناخواه، قاطبه مایی رو
که اعضای این جامعه هستیم، در رویکرد های مختلفمون تحت تاثیر قرار میده. به یاد
بیارید زمانی رو که جامعه تصمیم گرفته بود فکر کنه اصلاح طلبی راهی برای براندازی
نظامه. هرچقدر هم که خود آقای خاتمی فریاد زد ما پایبند جمهوری اسلامی هستیم، نه
طرفدارانش شنیدند نه مخالفانش. و بعدش که جامعه دید طغیانی که فکرش رو میکرد از
اون جریان اندیشه خارج نشدنیه، چنان با خروش چرخش کرد که تونست حماسه ی سوم تیر رو
خلق کنه.
جدا چرا باید همیشه
تعصب های مقطعی به خرج بدیم؟ چرا قبل از اینکه به سرمون بیاد، این «من میدونم» ها
رو مورد بازبینی قرار ندیم؟ برای طولانی تر نشدن سرمقاله، دعوتتون می کنم که به
عنوان یه جمع نسبتا ً محترم، زیاد از خودتون بپرسید « چرا؟ ». مثلا ً چرا این
عقیده رو دارم؟ چرا اون حق رو ندارم؟ چرا به خودم همچین حقی رو میدم؟ و ...
برای تمرین، بیاید برای
یک بار هم که شده در مورد گزاره های زیر، لااقل شک کنیم:
- مربی خارجی بهتر
از ایرانیه.
- ایرانی ها باهوش
تریم مردم دنیان.
- سرشار باحال ترین
بچه ی دوره بود.
- دنیا رو اسرائیلی
ها میگردونن.
- همه چیز زیر سر
انگلیس بود.
- همه مشکلات ما
بخاطر آمریکاست.
- دور بعد به چه کسی
رأی بدم.
- ...... .... .....
- ... ....
?
bachegi ba ma bozorg shode? ya bozorgi afsane-ist ke ma ro ja gozaashte
این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.